(۱)
وتو ای زن روستایی
قناع بر سر و شوق در دل
با کدامین زنگار سرِ ناسزا داری؟
قوافی (۲)به دوش نمیکشم و چون تو
یک را صد نمیکنم
طاری(۳) که تو را بینم
زبانم در کام است و کامم ناگشوده
بگو
پرخاش کن
اگر چه میوه ی عرفان ندارم
ولی بامن بگو
رمز گامهای خسته و
دستهای پینه بسته را
ای زن روستایی.
بهار۸۵
توضیحات:
(۱) در مورد تصویر باید بگویم که :
چشمان زن ترس و وحشت را زار میزند.کینه را هم.چقدر از خودم بدم می آید وقتی احساس میکنم از پشت کیبورد به من خیره شده.
مختار مای " زنی از روستایی در پاکستان بود که بی رحمانه مورد تجاوز ۱۴ نفر از هم قبیله ای هایش قرار گرفت.
ساده است که در محیط کوچک روستا بانگ رسوایی یک زن مورد تجاوز قرار گرفته از ناله ی خروس سحر زودتر به گوش مردم میرسد.مردمی که کاش هرگز متولد نمی شدند.
مختار مای دست به خودکشی نزد(شاید خودکشی در چنین شرایطی یک امر واقعا طبیعی به نظر بیاید)و با زمان مبارزه کرد و از آن پس به عنوان یک فعال امور حقوقی بانوان شروع به کار کرد.
سازمان ملل خسارتی به او پرداخت کرد و اونیز تمام این پول را صرف ساخت مدرسه کرد.آن هم در روستایی که شاید از آن متنفر باشد.
زن بی سواد قصه ی ما تنها یک جمله می گفت:
" تنها از راه آموزش است که می توان مردم را به حقوق خود آگاه ساخت و برای بهبود وضع حقوق زنان بايد اذهان پسران و دختران را روشن ساخت."
(۲) ایجاد قافیه در شعر
(۳) زمانی بس کوتاه.اندک زمان